همین الان از امتحان برگشتم خونه؛ جلوی بخاری لباسامو عوض کردم یه لیوان شیر گرم کردم و اومدم توی اتاقم بازم جلوی بخاری نشستم و دارم می نویسم؛ ![]()
هوا خیلی سرده خیلی که میگم یعنی زیاااااد مه آلود و یخخخخخخ؛ حساب کن همه جای ایران حتی کرمان و شیراز برف باشه دیگه چی به روز شهرای جنوبی مثل اهواز بنده خدا میاد سرمای سوزناک و استخون سوز... ![]()
وقتی خواستم امتحانو شروع کنم به حدی انگشتام سر شده بود که نمی تونستم بنویسم؛![]()
فاصله محل امتحان تا دم دانشگاه که دقیقا قندیل بستم و وقتی سوار ماشین شدم اون گرمای روح نواز بخاریش درست مثل دمیدن روح در قالب بود ![]()

برچسب:
نویسنده: کامران کاشانی