از دیشب هوا بارونیه و داره بارون میباره دیگه نمیدونم برای بارش بارون باید خوشحال بود یا نه, یکی میگه فقط بارونای اولی اسیدی بوده یکی میگه به خاطر وجود ماده ای در هوا که برای جلوگیری از گرد و خاک گذاشتن با هر بارندگی این ماده موجود در هوا به زمین میرسه و هوا رو آلوده میکنه یکی هم میگه که نه فقط اوایل هر بارندگی آلودس و بعدش تمیز میشه خلاصه دیگه نمیدونم
در هر حال من مثل همیشه عاشق بارون و صدای قشنگ بارششم,
امروزم روز چندان رضایت بخشی نیست ایشالله که تا شب بهتر بشه وجود یه نفر با ادا و اصولایی که درمیاره اعصابمونو به هم ریخته که خدا رو قسم میدم به حق پیامبر حبیبش و روز رحلتش که این مشکلمونو هر چه زودتر زودتر رفع کنه و ازش آرامش می طلبم آمیــــــــن!! ![]()
اما دیشب خیلی خوب بود رفتیم بیرون و همون فلکه راه آهن روی تختا نشستیم و جوجه کباب خوردیم با یه منقل ذغالی وسطمون...![]()

از اونور فردا اول سال نو میلادیه 2014؛ منم که عاشق کریسمس و سال نو میلادی و رسم و رسومات کریسمسیم
ولی می دونم که نباید باشم چون به ما ربطی نداره؛ اما اینا همه بهونس برای شادی !درخت کریسمس خیلی قشنگ و شاد و رنگارنگه ؛منم میخوام تو همچین روزایی مثلا توی پاریس باشم با اون شبای برفی قشنگ و رویاییش..... وااااای تا کجاها رفتم هههههه!!
![]()


اما نمیشه که ما توی ماهای عزاداری اشرف اولاد آدم هستیم به خصوص این دو سه روز آخر ماه صفر که شهادت و رحلت سنگینیه و همچنین الانم توی ایام امتحانات پایان ترم به سر میبریم؛ "البته جو دانشگاه رو دوست دارم و لذت میبرم از لحظاتی که میرم اونجا...
"
خلاصه امر بگم که دلم گرفته گاهی خسته میشم از اوضاع و وقتاییم که داره بهم خوش میگذره راضیم؛ دوست دارم برم مسافرت یه جای خوب و آرامش بخش همراه با خونوادم تنهایی هیچکس هم به جز ماها نباشه و به حال خودمون باشیم...![]()
برای شب یلدا که نشد ایده ها مو عملی کنم ولی احتمالا توی همین هفته مهمونی داشته باشیم خونمون؛ حتما برای دسر یه هنری از خودم بروز میدم که لااقل عقده نشه؛![]()

برچسب:
نویسنده: کامران کاشانی